close
چت روم
شعر1

کتابخانه موبایل یاس
شعر1 
آرشيو
پیغام مدیر سایت
سلام دوست من به سایت کتابخانه موبایل یاس خوش آمدید لطفا برای استفاده از تمامی امکانات

دانلود فایل , شرکت در انجمن و گفتگو با سایر اعضا در سایت ثبت نام کنید







آخرین ارسال های تالار گفتمان

ز ليلايي شنيدم يا علي گفت

 

به مجنوني رسيدم يا علي گفت

مگراين وادي دارالجنون است

كه هر ديوانه ديدم يا علي گفت 

نسيمي غنچه اي را باز ميكرد

به گوش غنچه كم كم يا علي گفت

چمن با ريزش باران رحمت

دعايي كرد او هم يا علي گفت

يقين پروردگار آفرينش 

به موجودات عالم يا علي گفت 

خمير خاك آدم را سرشتند

چو برمي خواست آدم يا علي گفت

صبا دو بال خود با باد برده

سليمان بس كه محكم يا علي گفت 

مسيحا هم دم ازعجاز ميزد 

زبس بيچاره مريم يا علي گفت 

علي را ضربت كاري نمي شد 

گمانم ابن ملجم يا علي گفت 

مگر خيبرز جايش كنده مي شد

يقين آنجا علي هم يا علي گفت


امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 68

درباره : شعر , شعر1 ,

تاریخ : شنبه 06 اسفند 1390 نویسنده : یاس l بازدید : 3091

یا علی ع

باز امشب منادی کوفه،از امامی غریب می خواند
گوشه ی خانه دختری تنها،دارد اَمن یجیب می خواند

مثل اینکه دوباره مثل قدیم،چشم اَز خون دل تری دارد
این پرستار نازنین گویا،باز بیمار بستری دارد

چادر پُر غبار مادر را،سرسجاده برسرش کرده
بین سر درد امشب بابا،یاد سر درد مادرش کرده

آه در آه ،چشمه در چشمه،متعجب زبان گرفته!پدر
خار درچشم، اُستخوان به گلو،درگلوم اُستخوان گرفته پدر

آه بابا به چهره ات اصلاً،زخم ودرد و وَرم نمی آید
چه کنم من شکاف زخم سرت،هرچه کردم به هم نمی آید

باز سر درد داری وحالا،علت درد پیکرم شده ای
ماه «اَبرو شکسته» باباجان،چه قَدَر شکل مادرم شده ای

سرخ شد باز اَز سر این زخم،جامه تازه تنت بابا
مو به مو هم به مادرم رفته،نحوه راه رفتنت بابا

پاشو اَز جا کرامت کوفه،آنکه خرما به دوش می بردی
زود در شهر کوفه می پیچد،که شما بازهم زمین خوردی

دیشب اَز داغ تا سحر بابا،خواب دیدم وَگریه ها کردم
اَز همان بُغچه ای که مادر داد،کَفنی باز دست وپا کردم

کاملاً در نگاه تو دیدم،مثل اینکه مسافری این بار
گر شما می روی برو اما،بهر ما فکر معجری بردار

کودکانی که نانشان دادی،روزگاری بزرگ می گردند
می نویسند نامه اَما بعد،بی وفا مثل گرگ می گردند

یا زمین دار گشته و آن روز،همه افراد خیزران کارند
یا که آهنگری شده آن جا،تیرهای سه شعبه می آرند

وای اَز مردمان بی احساس،دردهای بدون اندازه
وای اَز آن سوارکاران و،نعل اسبی که می شود تازه

وای اَز دست های نامَحرم،آتش ودود وچادر و دامان
وای اَز کوچه ی یهودی ها،سنگ باران قاری قرآن...


|


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : شعر , شعر1 ,

تاریخ : چهارشنبه 23 اسفند 1391 نویسنده : یاس l بازدید : 98

گفتگوی مولانا با شمس تبریزی

هر زمان نو می شود دنیا و ما
بی خبر از نو شدن اندر بقا
پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتی ست
مصطفی فرمود دنیا ساعتی ست
آزمودم، مرگ من در زندگی ست
چون رهی زین زندگی، پایندگی ست

کیستی تو… قطره ای از باده های آسمان
این جهان زندان و ما زندانیان
حفره کن زندان و خود را وارهان
کیستی تو… آدمی مخفی ست در زیر زبان
این زبان پرده است بر درگاه جان
کیستی تو… تیر پرّان بین و ناپیدا کمان
جان ها پیدا و پنهان جانِ جان

کیستی تو… رهنُمایم، همرهت باشم رفیق
من قلاووزم در این راه دقیق
کیستی تو… همدلی کن ای رفیق
در عشق سلیمانی من همدم مرغانم
هم عشق پری دارم، هم مرد پری خوانم
هر کس که پری خو تر، در شیشه کنم زودتر

برخوانم و افسونش حراقه بجنبانم
هم ناطق و خاموشم، هم لوح خموشانم
هم خونم و هم شیرم، هم طفلم و هم پیرم
کیستم من؟ کیستم من؟ چیستم من
تا نگردی پاکدل چون جبرئیل
گرچه گنجی در نگنجی در جهان
رخت بربند و برس در کاروان
آدمی چون کشتی است و بادبان
تا کی آرد باد را آن بادران

هیچ نندیشم به جز دلخواه تو
شکر ایزد را که دیدم روی تو
یافتم ناگه رهی من سوی تو
چشم گریانم ز گریه کند بود
یافت نور از نرگس جادوی تو
بس بگفتم کو وصال و کو نجاه
برد این «کو کو» مرا در کوی تو
جست وجویی در دلم انداختی
تا ز جست وجو رود در جوی تو

خاک را هایی و هویی کی بُدی؟
گر نبودی جذب های و هوی تو
مخزن «انّا فتحنا» برگشا
سرّ جان مصطفی را بازگو
مستجاب آمد دعای عاشقان
ای دعاگو آن دعا را بازگو
چون دهانم خورد از حلوای او
چشم روشن گشتم و بینای او
پا نهم گستاخ چون خانه روم
پا نلرزانم نه کورانه روم


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : شعر , شعر1 ,

تاریخ : چهارشنبه 23 اسفند 1391 نویسنده : یاس l بازدید : 245

 
منظومه زبور عجم اقبال لاهوری

منظومه زبور عجم اثر اقبال لاهوری

سازنده کتاب : کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش (www.zlib.ir)

بهای کتاب :‌ سه صلوات برای سلامتی آقا امام زمان (عج) و اهدء یک فاتحه به روح شهید غلامرضا زهره منش


 



ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : شعر , شعر1 ,

تاریخ : یکشنبه 19 آذر 1391 نویسنده : یاس l بازدید : 190

 
کَلیله و دِمنه

کَلیله و دِمنه کتابی‌است از اصل هندی که در دوران ساسانی به فارسی میانه ترجمه شد. کلیله و دمنه کتابی پندآمیز است که در آن حکایتهای گوناگون (بیشتر از زبان حیوانات) نقل شده‌است. نام آن از نام دو شغال با نامهای کلیله و دمنه گرفته شده‌است. بخش بزرگی از کتاب اختصاص به داستان این دو شغال دارد.


 



ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : شعر , شعر1 ,

تاریخ : یکشنبه 08 مرداد 1391 نویسنده : یاس l بازدید : 247

 
گلستان سعدی

گلستان کتابی است نوشتهٔ شاعر و نویسندهٔ معروف سعدی شیرازی که در یک دیباچه و هشت باب به نثر مُسَّجَع (آهنگین) نوشته شده‌است. غالب نوشته‌های آن کوتاه و به شیوهٔ داستان‌ها و نصایح اخلاقی است.

دیباچه
باب اول - در سیرت پادشاهان
باب دوّم - در اخلاق درویشان
باب سوّم - در فضیلت قناعت
باب چهارم - در فواید خاموشی
باب پنجم - در عشق و جوانی
باب ششم - در ضعف و پیری
باب هفتم - در تأثیر تربیت
باب هشتم - در آداب صحبت




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : شعر , شعر1 ,

تاریخ : یکشنبه 08 مرداد 1391 نویسنده : یاس l بازدید : 271

ابوسعيد در تصوف و عرفان ايرانى، همان مقام را دارد که حافظ در قلمرو شعر فارسي، هر دو تن دو نقطه کمال و گلچين کننده مجموعه زيبائى‌ها و ارزش‌ها قبل از خويش هستند. حافظ در پايان دوره درخشان تجربه‌هاى شعري، بدين کار پرداخته ابوسعيد نيز به نوعى ديگر در پايان دوره درخشان تصوف. آنچه در قرون بعد به‌عنوان عرفان نظرى شهرت يافته، چيزى است وراى منظور ما. آنچه از سنت‌هاى شعر فارسى و انديشه‌ها و تصوير‌ها و تجارب ارجمند هنرى و فرهنگ شعرى تا عصر حافظ وجود داشته در ديوان حافظ، به شيواترين اسلوبى گلچين شده است و در حقيقت ديوان حافظ نمايشگاهى است که در آن شش قرن تجربه هنرى و عرفانى در برابر ذوق و ادراک ما قرار مى‌گيرد، در مورد بوسعيد نيز اين قضيه مصداق دارد: آنچه در طول چهار قرن نخستين تصوف و عرفان ايرانى ــ که دوران زرين اين پديده روحانى فرهنگى است، يعنى دوران زهد و عشق و ملامت ــ وجود داشته در گفتار و رفاه بوسعيد خلاصه و گلچين شده است.


 



ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : شعر , شعر1 ,

تاریخ : یکشنبه 08 مرداد 1391 نویسنده : یاس l بازدید : 204

خيال تو

 

 

 

 

 پرواز در هوای خيال تو ديدنی ست

حرفی بزن که موج صدايت شنيدنی ست

شعر زلال جوشش احساس های من

از موج دلنشين کلام تو چيدنی ست

يک قطره عشق کنج دلم را گرفته است

اين قطره هم به شوق نگاهت چکيدنی ست

خم شد- شکست پشت دل نازکم  ولی

بار غمت ـ عزيز تر از جان ـ کشيدنی ست

من در فضای خلوت تو خيمه می زنم

طعم صدای خلوت پاکت چشيدنی ست

تا اوج ، راهی ام  به تماشای من بيا

با بالهای عشق تو پرواز ديدنی ست

برگزیده از وبلاگ : طهـــــورا

http://tahoura.persianblog.ir


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : شعر , شعر1 ,

تاریخ : یکشنبه 11 تير 1391 نویسنده : یاس l بازدید : 169

ياس عشق

 

دیروز در کنار تو احساس عشق بود

دستان کوچکت که پر از یاس عشق بود

دستان کوچکت که جنون مرا نوشت

این واژه های غرق به خون مرا نوشت

هرجا که رد پای شما هست می روم

فکری بکن به حال من از دست می روم

قلبم شکسته است و هی سرد می شوم

بگذار بشکند عوضش مرد می شوم

دستان خسته ام به شقایق نمی رسد

فریاد من به گوش خلایق نمی رسد

این دست ها همیشه پر از بوی یاس نیست

یا مثل چشم های شما با کلاس نیست

این رسم زندگی ست بزرگ و بزرگ تر

هر چه بزرگ تر و سپس هرچه گرگ تر

بین خودم و آینه دیوار می کشم

هرشب که پشت پنجره سیگار می کشم

شاید هنوز فرصت عصیان و مرگ هست

در ذهن ابرهای درونم تگرگ هست

بانوی دشت های قشنگی که سوختی

عشق مرا به رهگذران می فروختی

چشمانتان پر از هیجان نیست نازنین

این دست ها همیشه جوان نیست نازنین

شاید کسی که بین غزل های من گم است

در فصل های زندگی ام فصل پنجم است

 



ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : شعر , شعر1 ,

تاریخ : شنبه 10 تير 1391 نویسنده : یاس l بازدید : 181

 

 

اصلا چرا دروغ، همین پیش پای تو

گفتم که یک غزل بنویسم برای تو

احساس می کنم که کمی پیرتر شدم

احساس می کنم که شدم مبتلای تو

برگرد و هر چقدر  دلت خواست بد بگو

دل می دهم دوباره به طعم صدای تو

از قول من بگو به دلت   نرم تر شود

بی فایده ست این همه دوری ، فدای تو!

دریای من ! به ابر سپـردم بیـاورد :

یک آسمان ،  بهانه ی باران برای تو

ناقابل است ، بیشتر از این نداشتم

رخصت بده نفس بکشم در هوای تو

 

برگزیده از وبلاگ : ازآتش از لب تو

http://naserhamedi.persianblog.ir


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : شعر , شعر1 ,

تاریخ : شنبه 10 تير 1391 نویسنده : یاس l بازدید : 174

  

حس می کنم حریر حضورت را در لحظه های سختی تنهایی

بوی تو در فضاى زمان جارى ست مانند عطر پونه ى صحرایی

در برف زارِ سردِ دلم کرده ست اى نرگس بهارى من سبزت

تقدیر ، این مقدّر بى برگشت، تقدیر، این سفیر اهورایى

می گوید از یکی شدنم با تو احساسم ، این لطافت سحرانگیز،

 حسّم به من دروغ نمی گوید درپیشگاه اقدس شیدایى

بوی تو را شنیده ام از باران، بارانِ چشم هاىِ غزلْ کاران

در آبسال سبز غزل کاری با رمزِ صبح شرجى ِرؤیایی

آتش زدى به ظلمت ایمانم ، برداربستِ طاقت ِ بنیانم

با چشم و روى ِ روشن ِ خورشیدى ، با گیسوى طنابى یلدایى

عاشق که مى شدم نهراسیدم از فتنه هاى واهى بدنامى

از آن که گفته اند که مى ارزد ، عاشق شدن به فتنه ى رسوایى

 

  سعید عندلیب


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : شعر , شعر1 ,

تاریخ : شنبه 10 تير 1391 نویسنده : یاس l بازدید : 174

یا حیدر

حق،جز نزول شأن شما چاره ای نداشت

احمد بجز جمال تو پنداره ای نداشت

بر پا شده ست زلزله آخرالزمان

زیرا که کعبه جز ترک،انگاره ای نداشت

آن کودکی که میشود الّای لا اله

جز دستهای مصطفی گهواره ای نداشت

لطف خدا و «آمدنت» معجزه ست و بس

اما حرم،سزای تو نقّاره ای نداشت

کعبه خراب یک قدمت شد وگرنه دهر

می شد ز بن خراب که دیواره ای نداشت

نقشی ست روی سنگ دل خاکیان علی

جز او جمال عشق،دل انگاره ای نداشت

زینب برای زینت تو آفریده شد

جز این قبای عزّت حق پاره ای نداشت

آری اگر نبود جهانداری علی

می گفت کفر،ملک جهان کاره ای نداشت

در کعبه ای هنوز و اگر حاجیی ندید

خورشید اگر نداشت هم سیّاره ای،نداشت

از خلق میکده همه منظور حق تویی

دلبر اگر نداشت هم می خواره ای،نداشت

درویش وار اگر که سر از چله می کشم

کو چله ای که از شعف سی پاره ای نداشت؟

ارزان نما شده ست غم عشق تو به ما

آخر نه اینکه عشق تو کفّاره ای نداشت؟!!!

دل زیر ناودان طلا شسته می شود

رحمت بجز که در نجف فوّاره ای نداشت

دانی چرا به کعبه نشستیم در حضور؟

جز«عاشق»آن شهِ کرم،آواره ای نداشت


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : شعر , شعر1 ,

تاریخ : شنبه 10 تير 1391 نویسنده : یاس l بازدید : 187

َ                                    بهار؟

 

 

آمد دوباره باز،  بهاری  که نیستی

ای آخرین همیشه نگاری که نیستی

ای آفتاب عشق و ای سایۀ خدا

ای ابر هم به گریه و زاری که نیستی

هستی و نیست جز تو کسی،ای تمام عشق

طوری لطیف هستی و ساری که نیستی

یعقوبِ دهر پیرهنت را کشید بو

مانند یوسفی تو و آری که نیستی

هر روز با خیال تو دارم قرارها

هر روز میروم به قراری که نیستی

عاشق به انتظار گرفت از همه  کنار

آقا! مگر قبول  نداری  که نیستی؟

 


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : شعر , شعر1 ,

تاریخ : شنبه 10 تير 1391 نویسنده : یاس l بازدید : 172

گفت پيغامبر علي را کاي علي

شير حقي پهلوان پردلي

ليک بر شيري مکن هم اعتماد

اندر آ در سايه‌ي نخل اميد

اندر آ در سايه‌ي آن عاقلي

کش نداند برد از ره ناقلي

ظل او اندر زمين چون کوه قاف

روح او سيمرغ بس عالي‌طواف

گر بگويم تا قيامت نعت او

هيچ آن را مقطع و غايت مجو

در بشر روپوش کردست آفتاب

فهم کن والله اعلم بالصواب

يا علي از جمله‌ي طاعات راه

بر گزين تو سايه‌ي خاص اله

هر کسي در طاعتي بگريختند

خويشتن را مخلصي انگيختند

تو برو در سايه‌ي عاقل گريز

تا رهي زان دشمن پنهان‌ستيز

از همه طاعات اينت بهترست

سبق يابي بر هر آن سابق که هست

چون گرفتت پير هين تسليم شو

همچو موسي زير حکم خضر رو

صبر کن بر کار خضري بي نفاق

تا نگويد خضر رو هذا فراق

گرچه کشتي بشکند تو دم مزن


گرچه طفلي را کشد تو مو مکن

دست او را حق چو دست خويش خواند

تا يد الله فوق ايديهم براند

دست حق ميراندش زنده‌ش کند

زنده چه بود جان پاينده‌ش کند

هرکه تنها نادرا اين ره بريد

هم به عون همت پيران رسيد

دست پير از غايبان کوتاه نيست

دست او جز قبضه الله نيست

غايبان را چون چنين خلعت دهند

حاضران از غايبان لا شک به‌اند

غايبان را چون نواله مي‌دهند

پيش مهمان تا چه نعمتها نهند

کو کسي کو پيش شه بندد کمر

تا کسي کو هست بيرون سوي در

چون گزيدي پير نازک‌دل مباش

سست و ريزيده چو آب و گل مباش

ور بهر زخمي تو پر کينه شوي

پس کجا بي‌صيقل آيينه شوي

 

مولوي


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : شعر , شعر1 ,

تاریخ : سه شنبه 1 فروردين 1391 نویسنده : یاس l بازدید : 176

مطالب گذشته
» آدرس تلگرام ما »» سه شنبه 15 تیر 1395
» دانلود نسخه اذر ماهنامه tbook »» سه شنبه 14 آذر 1391
» پادشاه فقر کتاب پادشاه فقر »» شنبه 06 آبان 1391
» موج وبلاگی »» دوشنبه 27 شهریور 1391
» حل مشکل برنامه پریسان »» چهارشنبه 07 تیر 1391
» برای حمایت از ما این بنر را در وب خود بگذارید »» پنجشنبه 01 تیر 1391
» یا علی »» شنبه 06 اسفند 1390
» پاورپوینت مدلهای تجارت الکترونیکی درس شیوه ارائه »» چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392
» کلاغ پر نویسنده:yasi15 »» جمعه 09 فروردین 1392
» روجا نویسنده: نسرین 3 »» پنجشنبه 08 فروردین 1392
» ایبوک ارغوان »» پنجشنبه 08 فروردین 1392
» شخصات رمان::. نام رمان: blue prince2 نویسنده: (عسل جونی!!) دانلود پرنیان دانلود پریسان »» چهارشنبه 07 فروردین 1392
» خواص میوه در احادیث »» سه شنبه 06 فروردین 1392
» نام رمان: فصل بادبادک ها نویسنده: مهسا زهیری ژانر: اجتماعی ، عاشقانه ، معمایی پرنیان پریسان »» سه شنبه 06 فروردین 1392
آمار کاربران

عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
مطالب محبوب
یا علی بازدید : 3091
آقاي رئيس _ شاذه بازدید : 3089
رمان - پشت پلک شب بازدید : 2881
خبرنامه
برای اطلاع از آپیدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شوید تا جدیدترین مطالب به ایمیل شما ارسال شود
کتابخانه موبایل This would be a description of the content your users are sharing

نظر سنجي
کدام مطلب را می پسندید






لینک دوستان

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به کتابخانه موبایل یاس مي باشد.
کتابخانه موبایل
هر 30 ثانیه قالب ذخیره شود ؟ :